X
تبلیغات
hampakooh
طبيعت گردي و كوه نوردي
 چشمه‌‌هاي باداب سورت، روستاي زيباي چورت و درياچه‌ي ميانشه (چورت)
چشمه‌‌هاي باداب سورت، روستاي زيباي چورت و درياچه‌ي ميانشه (چورت)

به نام خدا

نام برنامه: چشمه‌‌هاي باداب سورت، روستاي زيباي چورت و درياچه‌ي ميانشه (چورت)

نوع برنامه: جنگل نوردی متوسط

تاريخ 28 و 29 اردیبهشت 1391

زمان و مکان تجمع: 5:10صبح نوبنیاد

سرپرست: بهزاد محتشمی

راهنمای میانشه: آقای نیما

گزارشگر: علی جعفری

وقایع نگار : سید مجتبی حسینی

عکاس: سید مجتبی حسینی، علی جعفری، صادق اکبری،

گروه فیلمبرداری: احمد رجب پور ، فرزام فرزانه، نبی عزیز زاده

اعضاي گروه: حسین فرحانی، رحمت رستمی ، محمد نبی زاده، محمد رضا نیایش، حمید رضا صناعی، محمد اعظم نیا، علی یزدی پور ، یوسف رسولی، رضا مجردی، سید احمد موسوی، محمد رضا روزبهانی، شمسایی، حمید رضا دارابی

شرح برنامه:

ساعت 5:10  حرکت کردیم. ساعت 5:43 از سه راه افسريه و از جاده‌ي امام رضا به طرف سمنان (فاصله تهران ـ سمنان 225 کيلومتر) حركت مي‌كنيم. ساعت 8:21 در محلی بنام سرخه  قبل از سمنان برای صبحانه توقف کردیم. بعد از آن نبايد از ورودي سمنان وارد شهر شويم و بايد به سمت چپ به طرف مهدی شهر راه را ادامه دهيم.ازکمربندی سمنان ابتدابه سمت مشهدمیرویم. پس ازچندکیلومترجاده به سمت شهمیرزادومهدیشهرجدامیشود. ساعت 9:45 به مهدیشهرو ساعت 10:00 به شهمیرزاد و از آنجا به سمت ساری حرکت کردیم در ساعت 11:20 در تلمادره بستنی صرف کردیم . از سمنان تا سه ‌راهي تلمادره 102 کيلومتر فاصله است. از سمت راست داخل اين سه ‌راهي مي‌شويم (حدود 2 تا 3 کيلومتر بالاتر از اين سه راهي پمپ بنزين حاجي با جان وجود دارد) از روستاي پشرت و روستاي کوات عبور مي‌کنيم 11:50به دوراهی چشمه سورت وروستای اورست. به گفته دوستان تابلوبرعکس است. به سمت راست پیچیدیم کمی بعدازچهارراهی به سمت چپ( مستقیم روستای مالخواست) پیچیدیم.  جاده از اینجا به بعد خاکی است.  راه را به جلو ادامه دهيم.

در ساعت 12:10  دقيقه خودرو را در مسير پارک کرده و پياده به سمت چشمه‌هاي باداب سورت حرکت کرديم(  هم میتوانیم  سمت چپ برویم و هم مستقیم و بعد چپ که ما راه سمت چپ را انتخاب کردیم و حدود 40 دقیقه طول کشید که به چشمه ها رسیدیم- مسیر پهن). باداب يا باد آب به معني آب گازداراست. مجموعه زيبا و ديدني چشمه‌هاي آب معدني باداب سورت اروست که از شگفت انگيزترين شاهکارهاي طبيعت و به عنوان زيباترين چشمه جهان و همچنين دومين اثر طبيعي ملي ايران پس از قله دماوند با اقدامات و پيگيري‌هاي انجام شده توسط سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي وگردشگري استان مازندران، دهياري اروست است. جنوب شرق شهرساري درارتفاع ۱۸۴۱ متري از سطح دريا است.  

اين اثر زيبا و ديدني ازشمال به ارتفاعات وتپه‌هاي پوشيده‌‌‌‌‌ازجنگل‌هايي با درختان سوزني برگ مي‌رسد، از جنوب مشرف به دره‌هاي پايين دست و از شرق در مجاورت ارتفاعات پوشيده از گياهان بوته‌اي و درختچه‌ها است. غرب آن را نيز روستاي اروست احاطه كرده است. چشمه هاي اسرار آميزباداب سورت اروست مشتمل بر دو چشمه با آب هاي کاملاً متفاوت از لحاظ رنگ، بو و مزه مي‌باشند.

يکي از اين چشمه‌ها داراي آبي بسيار شور مي‌باشد و داراي درياچه‌اي کوچک است که عمدتاً در تابستان براي شنا و آب تني استفاده مي‌شود. در قسمتي از کف اين درياچه حفره‌اي عميق به نام برموداي اروست وجوددارد. درکناره‌هاي اين درياچه نيز رسوبات سياه رنگي وجودداردکه همراه باآب درياچه جهت درمان دردهاي کمر و پا، امراض پوستي، روماتيسم و ميگرن سودمند است. همچنين به علت شوري زياد اين درياچه و دارا بودن املاح و مواد معدني فراوان به هيچ عنوان در فصل زمستان يخ نمي‌زند و هيچ جانوري نيزدرآن زيست نمي‌کند. چشمه ديگر که در مجاورت اين چشمه قرار دارد، بسيار کوچکتر است وبه اکسير حيات معروف است. همچنين داراي آبي به رنگ نارنجي وکمي ترشمزه است که به صورت دائمي و نشتي مي‌باشد و در اطراف دهانه چشمه کمي رسوب اکسيد آهن نشسته است. آب‌هاي رسوبي اين دو چشمه در مسير جريان خود از بالاي کوه به پائين طي هزاران سال مانند آبشاري پلکاني دهها حوضچه کوچک و بسيار زيبا در رنگ‌هاي نارنجي، زرد، قرمز و طلايي دراندازه‌هاي مختلف ايجادکرده است که اسراري از دنياي مستور و پوشيده طبيعت بکر و دل انگيز را به نمايش گذاشته است. در يکي از اين حوضچه‌ها که عمق نسبتاً خوبي دارد برخي از گردشگران سنگ‌هايي را داغ مي‌کنند و در آن مي‌اندازند. در اين حالت حوضچه تبديل به يک جکوزي طبيعي مي‌شود و گردشگران از آن بسيار استقبال مي‌کنند، امابه علت تخريب طبيعت، اين کار توصيه نمي‌شود. چشمه‌هاي باداب سورت اروست ازنوع ژئوپارك محسوب شده و همزمان با آخرين چين خوردگي البرز در پليوستوسن و پليوسن که دوران چهارم زمين شناسي مي‌باشد، شكل گرفته است. البته اين چشمه‌ها بسيارجوان هستندچراکه اگرچشمه‌هاي باداب سورت اروست راپياده صدها متر به سمت شمال طي مسير کنيد در ارتفاعات به باداب سورت قديمي مي‌رسيد که به گودال زمان معروف است بطوريکه اگر وارد آن شويد به قدري مبهوت خلقت خداوند مي‌شويد که گذر زمان را فراموش مي‌کنيد. البته اين چشمه صدها سال است که خشک شده است، اما آثار بسيارزيبايي ازآن باقي است واگر اين چشمه جوشان بود بدون شک جزو عجايب هستي به شمار مي‌رفت. باداب سورت‌ها فقط به همين دومکان ختم نمي‌شوند. مکان ديگري به نام باداب کوچک که به شورسر معروف است نيز وجود دارد. اين چشمه از نظر وسعت بسيار کوچک است و در منطقه‌ايي در روستاي اروست واقعاست وخواص درماني بسيارخوبي نسبت به ديگر چشمه‌ها دارد. در مجموع در حريم روستاي اروست سه باداب باموقعيت‌هاي جغرافيايي مختلف وجود دارد که هر کدام از چندين چشمه که داراي آب‌هايي با دماي معتدل مي‌باشند، تشکيل شده است.

ناهار را در نزدیکی چشمه ها خوردیم. ساعت 14:26به سمت ماشین حرکت کردیم. ساعت 15:10 توقف کوتاهی درتلمادره کردیم و نماز را هم به جا آوردیم.

ازسه راهي تلمادره تا محل پارک خودرو 24 کيلومتر فاصله است. در طول مسير حتي در کنار چشمه‌هاي "باداب سورت" آنتن دهي همراه اول و ايرانسل وجود داشت.

در بازگشت به جاده‌ي اصلي بايد دوباره تا آخر دوراهي به جلو پيش رويم و بعد در جاده‌ي اصلي به طرف کياسر پيش رويم. از آغاز سه راهي تا روستاي "چورت" که مقصد بعدي ما بود 52 کيلومتر فاصله است. ساعت 15:37 به سمت چورت حرکت کردیم ساعت 17:18  به روستاي "چورت" رسيديم. براي رسيدن به روستاي "چورت" بايد از دو روستا عبور کنيم تا به آن برسيم. ساعت 17:38 به سمت دریاچه حرکت کردیم وساعت 19 به دریاچه میانشه رسیدیم. شب را در کنار دریاچه ماندیم . به همراه ما چند تیم دیگر هم آمده بودند. تیم های خانوادگی و تیم های غیر خانوادگی که تا پاسی از شب مشغول خواندن بودند.

صبح روزبعد ساعت 7:15 حرکت کردیم . ساعت 10:14 به روستای چورت رسیدیم. دوستان به عنوان سوغاتی مقادیر نسبتا زیادی گل گاوزبان خریدند. . هنگاميکه از روستا خارج مي‌شويم بايد از سمت راست در جاده‌ي تهران ـ ساري حرکت کنيم تا به "فريم" برسيم. بايد راه خود را به سمت جلو ادامه دهيم تا به دو راهي برسيم که بايد از سمت راست عبور کنيم تا بتوانيم سد را دور بزنيم. در ساعت 12:30 به سد شهید رجایی رسیدیم و از آنجا به فریم و بعد سمت پل سفید حرکت کردیم. در ادامه راه، همانطور راه مستقيم را بايد بگذرانيم تا به سه راهي که رسيديم بايد از سمت راست (مخالف تابلوي سنگده) بپيچيم و راه را به جلو ادامه مي‌دهيم تا به "پل سفيد" برسيم . ساعت 14 به  پل سفید رسیدیم یک ساعت برای نماز توقف کردیم و ساعت 15:20 حرکت کردیم و وارد جاده‌ي "فيروزکوه" شديم که ازآنجا تا تهران 170 کيلومتر فاصله است. حدود  ساعت 18:00 به تهران رسيديم.

مختصات :

باداب سورت N 36 21 18 E 53 15 24

دریاچه چورت N 36 22 21 E 53 30 03

 

|+| نوشته شده توسط بهزاد در یکشنبه 21 خرداد1391  |
 اصول تغذیه در كوهستان

اصول تغذیه در كوهستان
هنوز كسی نتوانسته است رژیم غذایی مشخصی برای كوهنوردان بنویسد اما توصیه‌های پیشكسوتان این رشته در ارتفاعات كارساز است.
منظور از كوهنوردان نیز آن دسته از كسانی كه سال و یا ماهی یك بار به همین ارتفاعات سهل‌الوصول دربند و دركه می‌روند و در همان ایستگاه‌های اول یا دوم بساط قلیان و هندوانه‌ای به راه می‌اندازند و تا خود عصر یله می‌دهند بر پشتی‌های قهوه‌خانه بین راه نیست.
معمولا بعد از انتخاب مكان اجرای برنامه كوهنوردی و تهیه پوشاك و وسایل مورد نیاز، تغذیه در كوهستان از اهمیت بیشتری برخوردار است. حجم بار مواد غذایی سبكی و فاسد نشدن این غذاها به خصوص در فصول گرم جزو نكاتی است كه باید به آن توجه داشت. بردن غذاهای پختنی پر حجم و وزن در موقع اجرای برنامه‌های یك روزه توصیه نمی‌شود. مواد غذایی باید سبك و انرژی زا باشند.
تعیین برنامه غذایی بستگی بسیاری به نوع برنامه كوهنوردیتان دارد . این كه قصد صعود یك روزه را دارید یا چند روزه. اگر قصد صعود چند روزه را داشته باشید معمولا توصیه می شود از چند روز قبل به ذخیره سازی انرژی در بدن بپردازید. كمی صبر كنید، جلوتر كه برویم غذاهایی كه برای آزاد شدن انرژیشان زمان بیشتری نیاز است را معرفی خواهیم كرد.
بدن یك كوهنورد به صورت روزانه 2 هزار كالری نیاز دارد ولی در هنگام صعود چیزی حدود 6 كیلو كالری نیاز دارد بنابراین برنامه غذایی باید طوری تنظیم شود كه این میزان تامین شود در غیر این صورت صعود همراه با كسلی و یا خستگی همراه خواهد بود.
مواد مورد نیاز بدن در دو گروه درشت مغذی‌ها (كربوهیدرات‌ یا قند‌، چربی‌ و پروتئین) و ریز مغذی ( املاح معدنی ، ویتامین‌ها ) خلاصه می شود. این مواد را می‌توان در در چهار گروه گوشت و پروتئین، میوه و سبزیجات، لبنیات و شیر و نان و غلات یافت.
برای تغذیه در كوهستان باید طوری برنامه ریزی كنید كه انرژی مورد نیازتان بسته به برنامه صعودتان تامین شود. هر چقدر ارتفاع بیشتر می‌شود باید از مواد غذایی كه نیاز به آب و اكسیژن كمتری دارد، استفاده كرد تا مشكلات گوارشی كمتری ایجاد شود. غذا‌های سنگین در ارتفاعات بالا باعث ایجاد حالت تهوع می‌شود.
كربوهیدرات‌‌ها اولین و مهمترین ماده‌ای كه منبع تامین انرژی در بدن است و سریع هضم شده و به سرعت در بدن جذب می‌شود كربوهیدرات‌ها هستند. كربوهیدرات‌ها بر اساس اندازه مولكول به سه دسته مونوساكارید، دی‌ساكارید و پلی ساكارید تقسیم می‌شوند.
هر چه مولكول كربوهیدرات كوچكتر باشد به آب و اكسیژن كمتری برای هضم و تبدیل شدن به انرژی نیاز دارد. مثلا عسل از نوع مونوساكارید است و جذب آن از همان دهان شروع می‌شود - البته در خوردن آن به دلیل اسیدی بودنش زیاد استفاده نكنید- خرما نشاسته و غلات از نوع پلی ساكارید هستند و برای جذب میزان بیشتری آب و اكسیژن نیاز دارند.
از آنجایی كه هر گرم كربوهیدرات حدود 4 كیلو كالری ایجاد می‌كند مصرف آن نباید بیش از 55 درصد رژیم غذایی یك كوهنورد را شامل شود. غذا‌های كربو‌هیدرات دار را می‌توان همیشه استفاده كرد بهترین آنها شامل برنج ، ماكارونی، سیب زمینی و نان است.
مصرف زیاد از حد كربوهیدرات‌ها هم می‌تواند عوارضی چون افزایش قند خون، ترشح انسولین و در نهایت خستگی عضلات را به همراه بیاورد ضمن این كه در راه بیشتر تشنه‌تان خواهد شد.
چربی‌‌ها بدن بعد از قند‌ها سراغ چربی‌‌ها می‌رود. این ماده در بدن انرژی زیادی آزاد می‌كند (هر گرم چربی معادل 9 كیلو كالری انرژی است) اما دسترسی به انرژی موجود در چربی‌ها علاوه بر آب فراوان به اكسیژن بیشتری نیاز دارد.
بنابراین در صعود‌‌ به ارتفاعات بیش از 4 هزار متر كه میزان اكسیژن در محیط كمتر می‌شود، مصرف آن توصیه نمی‌شود با این حال بایستی 25 درصد از رژیم غذایی یك كوهنورد را شامل شود.
انرژی زیادی كه چربی‌ها در بدن ایجاد می‌كنند نیاز به گذشت زمانی حدود 6 تا 8 ساعت دارد بنابر‌این به عنوان منبع انرژی سریع مصرف نشود. بهترین زمان مصرف غذا‌های پر چرب موقعی است كه بدانید یك استراحت چند ساعته پیش رو خواهید داشت. شاید بار‌ها برایتان پیش آمده باشد؛ اگر نه امتحان كنید تفاوت خوردن چند آجیل در حین صعود را با خوردن مثلا چند بیسكویت و چای.
چربی‌‌ها به دو دسته گیاهی و جانوری تقسیم می‌شود. چربی حیوانی مانند گوشت و دنبه گیاهی مانند آجیل و ذرت، كنجد، نارگیل و زیتون است. در اغلب مواد غذایی، چربی‌ها به صورت نامرئی وجود دارند، مثلاً شیر طبیعی حدود 4% چربی دارد، گوشت‌ها از چند درصد تا چند ده درصد چربی دارند، زرده تخم مرغ تقریباً معادل پروتئین خود چربی دارد.
پروتئین‌ها اهمیت پروتئین‌ها نیز در برنامه‌های چند روزه بیشتر خود را نشان می‌دهد. برای این كه عضلات افت نكنند باید پروتئین مصرف كرد. هر وقت قند و چربی بدن تمام شود بدن شروع به مصرف یا همان تولید انرژی از عضله‌ها می‌كند. هر گرم پروتئین هم حدود 4 كیلو كالری انرژی آزاد می‌كند و مصرفش باید 20 درصد رژیم غذایی را شامل شود.
از آنجایی كه آزاد سازی انرژی پروتئین‌ها 4 تا 6 ساعت زمان نیاز دارد كوهنوردان معمولا توصیه می‌كنند وعده غذایی پروتئین دار را به زمانی مثل شب كه بدن استراحت 4 تا 6 ساعته خواهد داشت موكول كنیم. لوبیا، ماهی، پنیر، عدس، گردو می‌تواند آن را تامین كند.
خوردن سیر در روز‌های اول كوهنوردی به دلیل مقاوم كردن بدن در برابر سرما و گرما توصیه شده است ولی به دلیل افزایش تپش قلب در ارتفاعات مناسب نیست.
آب: آب در حدود 65 تا 70 درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد از دست رفتن 10 درصد آب بدن نتایج بدی به بار می‌آورد.
در كوهنوردی همیشه می‌گویند آب فردا را هم امروز مصرف كنید این مسئله برای پررنگ كردن نقش آب در كوهنوردی است.
به صورت معمول یك فرد بالغ و سالم روزانه یك لیتر آب مصرف می‌كند این میزان در كوهنوردی به مراتب بیشتر است. از آنجایی كه بدن كوهنوردان آب و املاح معنی از دست می دهد بهتر است آب مصرفی با مقداری نمك، قند یا عصاره میوه اضافه كنیم.
در ارتفاعات بالا آب غلظت خون را كم كرده و باعث دیرتر خسته شدن بدن می شود. توصیه می‌شود كه سه ساعت قبل از شروع فعالیت حدود 500 میلی لیتر را به صورت تدریجی مصرف كنید. معمولا ما وقتی تشنه می شویم كه بدن میزان آب زیادی را از دست داده است بنابراین در كوهنوردی منتظر حس تشنگی نشوید و در فاصله‌های زمانی كم چند جرعه آب بنوشید.
مصرف برف در كوهستان توصیه نشده است چرا این كه این برف بدون املاح معدنی است و سریع دفع شدن آن باعث پركاری كلیه‌ها و املاح نداشتن آن باعث بروز اسهال می‌شود. در مواقع ضروری پس از جوشاندن به آب برف نیز حتما قند و نمك و یا عصاره میوه اضافه شود. شب‌ها با خوردن سوپ می‌توان نمك از دست رفته را جبران كرد.
به همه چشمه‌های آب كه در مسیر‌های كوه‌نوردی با آن مواجه می‌شویم هم نمی‌شود اطمینان كرد بعضی از آنها بدون این كه نشانه خاصی داشته باشند آلوده هستند و درصورت جوشانده شدن یا افزودن قرص‌های ضد عفونی كننده می‌توان استفاده كرد.
پیشنهاد‌ صبحانه:
استفاده از پنیر ، عسل، كره، بیسكویت، چای، نان گندم، پوره سیب زمینی، خرما و تخم مرغ، حلوا شكری. یا درست كردن . ساندویچ پیشنهادی: تخم مرغ با کاهو و گوجه فرنگی و نان سبوس دار همراه با چای یا قهوه.
استراحت بین راه: انجیر توت زرد آلوی خشك، كشمش بادام و پسته و آجیل و... توصیه می‌شود اما از آنجا كه برای هضم احتیاج به آب و اكسیژن زیادی دارند بهتر است بنا به فصل میوه مصرف شود. تا هم ویتامین مورد نیاز بدن را تامین كند هم نیاز به آب كمتری داشته باشیم. بهترین میوه‌های توصیه شده سیب لیمو پرتقال انار خیار موز است. همچنین می توان از خرما، كاكائو، كشمش، هویج، گوجه فرنگی استفاده كرد.
ناهار: پوره سیب‌زمینی، عدسی، ساندویچ تخم مرغ و خیار شور، كنسرو لوبیا و ماهی مصرف بشود. ناهار پیشنهادی: یک فنجان شیر بدون چربی همراه با سالاد مرغ: سینه مرغ پخته و خرد شده، انبه یا آناناس خرد شده، پیازچه خرد شده و چند برگ کاهو و گوجه فرنگی.
شام: برای شام بهتر است یك غذای سبك مصرف شود. انواع سوپ‌ها، خامه ، سیب زمینی و روغن زیتون مصرف بشود.
از سبزیجات در تمام وعده‌های غذایی استفاده كنید مثل کلم بروکلی، کلم، گل کلم، کرفس، خیار، نخود و لوبیا سبز، برگهای سبز، قارچ، پیاز، تربچه، کدو، گوجه فرنگی، انواع سبزی خوردن و...

=منابع

همشهری آنلایl
|+| نوشته شده توسط بهزاد در چهارشنبه 21 دی1390  |
 تاثيرات دویدن و کوه‌نوردی آرام و طولانی بر سلامتي انسان‌ها
تاثيرات دویدن و کوه‌نوردی آرام و طولانی بر سلامتي انسان‌ها


انجمن پزشکی کوهستان ایران: برای دست یابی به تندرستی و نشاط راهی دلپذیرتر از دویدن‌ها و کوه‌نوردي آرام و طولانی در پارک‌ها، تپه‌ها و کوه‌های وجود ندارد.

از طرفی محیط‌های طبیعی و پر از درخت و آب چه در کوها و چه در تپه‌ها قطعاً بر روی تمام ارکان‌های بدن (جسم و روح انسان)جهت کار و فعالیت بیش‌تر و خستگی کمتر تاثیر مطلوب دارد. به منظور حداکثر بهره‌برداری از این ویژگی، باید تمرینات دویدن یا کوه‌پیمایی را به طور منظم انجام دهیم در غیر این صورت بدین مقصود نخواهیم رسید.

تأثيرات درماني:

▪ بهبود اعمال عصبی و روانی: تحقیقات و مطالعات طب ورزشی نشان می‌دهد دویدن‌های منظم و راه‌پیمایی در کوهستان انتقال اکسیژن را از شش‌ها به تمام نقاط تحتانی بدن تسهیل كرده و از اینرو به طور موثری بر روی عملکرد دماغی اثر می‌گذارد.

▪ افزایش بافت استخوانی به عقیده ارتوپدها: استخوان‌بندی انسان پیوسته تحت تاثیر عمل سلول‌هایی است که بافت استخوانی می‌سازند یا تخریب می‌کنند. تنفس حاصل از دویدن یا کوه‌نوردی آرام و طولانی حرکات لازم را به منظور حفظ رابطه موجود بین فرآیندهای ساخت و تخریب بافت استخوانی ایجاد می‌کند، به علاوه تراکم بافت اسخوانی افرادی که حداقل ۳۰ دقیقه می‌دوند یا راه‌های کوهستانی را به مدت چند ساعت آرام می‌پیمایند ۳۰ تا۴۰ درصد بیش‌تر از افرادی است که با این ورزش‌های دست یافتنی آسان نمی‌پردازند.

▪ افزایش طول عمر: دکتر رالف پافنگر DR.RALPH_PAPHENBER)) آلمانی می‌گوید: کسانی که در ۸۰ سالگی به طور منظم به ورزش بپردازند می‌توانند انتظار حداقل انتظار ۲ سال عمر مفید بیش‌تر از فردی که گاه گاه ورزش می‌کند، داشته باشند.


▪ غلبه بر افسردگی: یک تیم پزشکی در دانشگاه ویسکانسین آمریکا روش‌های درمانی مختلفی از جمله برنامه‌های ورزشی را به مدت ۲ سال برای معالجه افسردگی افراد مورد تحقیق و بررسی قرار دادند. در نتیجه تنها درمانی که صد در صد تاثیر داشت، دویدن و کوه‌پیمایی آرام بود. این درمان مدت‌ها قبل یعنی از زمانی که دکتر جوانی به نام فاچهDR.FACHE) ) در سال ۱۸۹۶یک فرضیه پزشکی تحت عنوان (ضعف اعصاب و درمان آن به وسیله تمرینات بدنی) ارایه داده نیز شناخه شده است.

▪ تمرینات عضله قلب: تجربه نشان داده است که پزشکان برخی ناراحتی‌های قلبی را به راه‌پیمایی و کوه‌پیمایی آرام و سبک و دویدن‌ها مداوا کردند، زیرا که چنین برنامه‌های ورزشی که به طور مداوم منظم انجام گیرد کار سیستم قلبی و عروقی را بهبود می‌بخشد و باعث قوی شدن عضلات و عروق قلب از نظر فیزیولوژیکی می شود و جريان خون، به وسیله انقباضات بسیار نیرومند می شود.

کوه نوردی و کوه پیمایی مظهر اراده انسان ها است پس با گشت و گذار در کوهستان این اراده را تقویت کنید.

منبع:  وبلاگ گروه کوهنوردی کورش شمیران و اینترنت 
|+| نوشته شده توسط بهزاد در چهارشنبه 14 دی1390  |
 گزارش کوه نوردي به قله دماوند- بام ايران 6/5/1390
گزارش کوه نوردي به قله دماوند -بام ايران 6/5/1390

دماوند بزرگترين آتشفشان ايران سربرآورده از عمق البرز نامي آشنا در فرهنگ مردم ايران و به ارتفاع 5677 متر با يخچال هاي دير پا و صخره هاي استوار يكي از زيباترين قلل ايران است و مردم به آن تبرك ، تژا ، دنباوند كوه ، دنيا آوند و دماوند مي‌گفته‌اند. دماوند قله اي منفرد و تنهاست كه از يكسو چشم به جنگل‌هاي سبز مازندران دارد و از سوئي ديگر نظاره گر كوير بزرگ ايران است.
اين كوه تنها ازسمت يال بزرگ شمال غربي به ساير قلل البرز متصل شده، قله دماوند از 16 مسير شناخته شده قابل صعود بوده كه هر كدام ويژگيهاي خاص خود را داراست. از جمله جبهه‌هاي اصلي عبارتند از:جنوبي ، شمالي ، غربي ، شمال شرقي كه در اين ميان شهرت يال جنوبي  از بقيه بيشتر است.

شب در بارگاه سوم

حركت تيم ساعت 8 صبح روز چهارشنبه 5 مرداد از میدان نوبنیاد آغاز شد. تعداد اعضاي تيم 15نفر بودند.

پس از گذشتن از شهرهاي بومهن، رودهن، جاجرود، آبعلي و گردنه امام زاده هاشم، به روستاي پلور از توابع استان مازندران در حاشيه جاده آمل مي‌رسيم. در اين روستا قله دماوند روبروي ما جلوه نمايي مي‌كند. قله هرمي شكل كه در دامنه هاي جبهه جنوبيش كه مسير صعود ما خواهد بود، رگه‌هاي بزرگ برف در روزهاي پاياني مردادماه هنوز نمايان است.بخشي از مسير حركت تا اولين پناهگاه را بعلت خراب بودن جاده پياده طي نموديم.

آبشار یخی

با رسيدن به اولين پناهگاه با نام گوسفندسرا، تيم حركت خود را به سمت بارگاه سوم در ارتفاع 4200 متري از آغاز مي كند. به مرور بر شيب و ارتفاع مسير افزوده مي شود؛ اما ظاهراً هر چه بالاتر مي رويم، قله از ما دورتر و دست نايافتني‌تر مي شود. در مسير حركت تيم ها و كوهنورداني كه در حال بازگشت هستند ديده مي‌شوند. گاه از دور پرچم سه رنگ ايران نشان از نزديك شدن به پناهگاه است. در مسير با چندين تيم كوهنورد  آشنا مي‌شويم كه در حال صعود هستند. اين تيم‌ها معمولا براي رسيدن به قله دماوند برنامه چهار روزه تدارك مي‌بينند.

قله

پس از 4 ساعت و نيم جانپناه نارنجي رنگ ديده مي‌شود.  جانپناه در محوطه‌اي بنا شده كه از خطر ريزش بهمن در امان است. آب يخچال هاي ارتفاعات بالا به سمت دره هاي پايين در جريان است و بخشي از اين آب نيز براي استفاده كوهنوردان به كنار پناهگاه هدايت شده است. پناهگاه بارگاه سوم چشم‌انداز بسيار زيبايي به مناظر اطراف از جمله دشت لار دارد.

با رسيدن به اولين پناهگاه با نام گوسفندسرا، تيم حركت خود را به سمت بارگاه سوم در ارتفاع 4200 متري از آغاز مي كند. به مرور بر شيب و ارتفاع مسير افزوده مي شود؛ اما ظاهراً هر چه بالاتر مي رويم، قله از ما دورتر و دست نايافتني‌تر مي شود. در مسير حركت تيم ها و كوهنورداني كه در حال بازگشت هستند ديده مي‌شوند. گاه از دور پرچم سه رنگ ايران نشان از نزديك شدن به پناهگاه است. در مسير با چندين تيم كوهنورد  آشنا مي‌شويم كه در حال صعود هستند. اين تيم‌ها معمولا براي رسيدن به قله دماوند برنامه چهار روزه تدارك مي‌بينند.

پس از 4 ساعت و نيم جانپناه نارنجي رنگ ديده مي‌شود.  جانپناه در محوطه‌اي بنا شده كه از خطر ريزش بهمن در امان است. آب يخچال هاي ارتفاعات بالا به سمت دره هاي پايين در جريان است و بخشي از اين آب نيز براي استفاده كوهنوردان به كنار پناهگاه هدايت شده است. پناهگاه بارگاه سوم چشم‌انداز بسيار زيبايي به مناظر اطراف از جمله دشت لار دارد.

پس از كمي استراحت گروه حمله به قله انتخاب شده و حركت را ادامه مي‌دهند. كم كم عوارض ارتفاع در ميان اعضا مشخص مي شود. بوي گوگرد در اين ارتفاع به مشام مي رسد و كم كم به ابتداي تپه گوگردي در ارتفاع 5450 متري نزديك مي شويم. ديگر مسير صخره اي تمام شده و تپه‌اي به رنگ سفيد متمايل به سبز ديده‌مي‌شود. در اينجا دنيايي متفاوت با آن پايين‌ و حتي ساير قلل، ديده مي‌شود. دماوند يك قله آتشفشاني خاموش است كه هنوز در اين ارتفاع حفره هاي گوگردي آن بخارات سمي زرد رنگ را به بيرون هدايت مي كنند و بايد مراقب بود تا اين بخار سمي تنفس نشود. تيم آهسته آهسته خود را به قله نزديك مي كند. اينجا نفس كشيدن بخاطر كمبود اكسيژن دشوار است و در نتيجه حركت سخت‌تر. فقط 300 متر ديگر باقيمانده است.  بالاخره در ساعت 12پاي بر قله سبز و زرد رنگ دماوند مي گذاريم. قله دماوند از مخروطي بزرگ و وسيع تشكيل شده است. دورن حفره با برف پوشيده شده است. بر فراز قله جنوبي دماوند با ارتفاع 5671 متر خواندن نماز شكر و سرودن "اي ايران اي مرز پرگهر" جزء مراسمي است كه همه كوهنوردان ايراني و خارجي را به وجد مي‌آورد. پس از استراحتي كوتاه تيم به سمت پايين حركت مي‌كند. مسير بازگشت تا بارگاه سوم حدود دو ساعت بطول مي‌انجامد. در آنجا پس از استراحتي كوتاه چادرها را جمع كرديم و به گوسفندسرا باز گشتيم.  

همگي با حالتي خوش‌آيند، از اين قله قوي و مهربان با تمام سرسبزي و برف و يخ و شكوهش خداحافظي مي كنيم؛ به اين اميد كه اثري از اين بزرگي در قلبهايمان بجا مانده باشد.

|+| نوشته شده توسط بهزاد در یکشنبه 27 شهریور1390  |
 صعود به قله دنا و دیدار از آبشار مارگون
صعود به قله دنا و دیدار از آبشار مارگون


   کُه دٍنانٍه بکنُم خاکِ سٍه ببیزُم          مٍشک و عنبرٍس کُنُم سی زُلف عزیزُم

کوه دنا را بکنم و خاکش را ببیزم(غربال کنم)           آن را مشک و عنبر کنم برای زلف عزیزم
ترانه بختیاری

 

گزارش صعود به قله حوض دال ارتفاعات دنا

مشخصات برنامه:

تاریخ : چهارشنبه 15/4/1390 تا شنبه 18/4/1390

مسیر رفت: تهران-قم- اصفهان-شهرضا- سمیرم – نرسیده به یاسوج - روستای کریک- سی‌سخت

مسیربرگشت: یاسوج – کاکان - آبشار مارگون- کاکان- دژکرد - سده- اسپاس - اقلید- آباده- شهرضا- اصفهان – تهران

مشخصات جغرافیایی قله:

پناهگاه: ارتفاع 3814متر، موقعیت30° 53' 44.94" N  51° 28' 49.86" E 

قله حوض‌دال: ارتفاع 4250 (4325 متر) ، موقعیت 30°55'47"N   51°28'14"E

سرپرست: بهزاد

راهنما: استاد حسینی مهر

گروه تصویربرداران، عکاسان، گزارش‌گران و جلوه‌های ویژه:

 مجتبی حسینی، هاشم آقامحمدی، محمد ، ابولفضل ، نبی عزیززاده.

ژان‌گولر: طه

اعضاء گروه: حسین ، احمد ، فرزام فرزانه،  محمد ، رضا اکبری، رحمت رستمی، محمدرضا ، شمسایی، غلامرضا

حرکت از درب نوبنیاد در ساعت 11:45 روز چهارشنبه با حدود یک‌ساعت تاخیر آغاز شد. دلیل تاخیر هم این بود که راننده‌ای که قرار در این سفر همراهمان باشد بطور ناجوانمردانه‌ای در آخرین لحظه بطور یک‌طرفه قرارش را لغو کرده و شخص دیگری را بجای خود فرستاده‌بود. این حرکت سرآغاز مشکلات زیادی در سفر شد.  از کوچک‌تر شدن مینی بوس که باعث شد راهرو مینی‌بوس هم در طول مسیر پذیرای یک یا دو نفر باشد تا نداشتن طناب برای بستن‌کوله‌ها روی سقف، داغ کردن مینی‌بوس و توقف‌های اجباری برای خنک‌شدن، تمام شدن گازوئیل و تغییر مسیر برای گرفتن گازوئیل سهمیه تراکتورها، نانوایی‌ها و چاه‌های آب،‌ پنجره گرفتن بجای کولر گرفتن در هوای داغ مسیر که به 48 درجه سانتی‌گراد هم می‌رسید و طولانی شدن زمان که باعث شد زمان رفت نزدیک 13 ساعت و زمان برگشت 19 ساعت طول بکشد.

تنها نکته مثبت قضیه این بود که تیم ما می‌توانست بطور شگفت‌انگیزی تمام این اتفاقات را بفال نیک بگیرد!. به این ترتیب در روز اول بجای رسیدن به روستای سی‌سخت که محل پیش‌بینی شده برای استراحت شبانه بود بعد از سمیرم در کنار یکی از رستوران‌های بین راه اطراق کردیم. در اینجا نیز راننده مینی‌بوس خواست یکی از لاستیک‌های عقب را که پنچر بود تعویض کند که متوجه شد زاپاس هم پنچر است. از آنجا که در پنچرگیری هم موفق نبود به سمیرم بازگشت تا پنچری بگیرد. صبح روز بعد  ساعت 20/5 صبح حرکت کردیم و 20 کیلومتر مانده به یاسوج سمت چپ از مسیر جاده سی‌سخت به روستای کریک سپس به سی سخت رسیدیم بعد از سوار کردن استاد راهنما آقای حسینی مهر بسمت گردنه معروف بیژن رهسپار شدیم.

حرکت از بالای چشمه میشی ( نرسیده به گردنه بیژن ) در ارتفاع 2900 متردر ساعت 30/8 آغاز شد و تا ساعت 9:30 به در ارتفاع 3700 متر رسیدیم. پس از صرف صبحانه به سمت گردنه و چشمه سی‌چانی  حرکت کردیم. این مسیر تا ساعت 12:30 طول کشید. از آنجا تا چشمه پونه که پناهگاه‌های زیبایی هم دارد را در حدود 40 دقیقه پیمودیم. ارتفاع پناهگاه در حدود 3814 متر است و۴۰ تا ۵۰ نفر ظرفیت دارد که در فصل صعود و روزهای تعطیل خیلی سریع ظرفیت آن ها تکمیل می شود...

قله حوض دال از پناهگاه دیده می شود و تا قله ۲ تا ۳ ساعت مسیری با شیب ملایم و سپس تند  وجود دارد. پس از استراحتی کوتاه در پناهگاه همه بغیر از یک نفر که در کنار کوله‌ها ماند، بسمت قله حرکت کردیم. فتح قله 4325 متری در  ساعت 15:30 بعد از حدود 2 ساعت میسر شد. مناظر قله های دنا از روی قله حوض دال بسیار دیدنی است. با قرار گرفتن بر روی یال منتهی به حوض دال، قله هاي دنا به يكباره خودنمايي مي كنند. دورترين قله اي كه به سختي در عكس زير ديده مي شود قله پازن پير مي باشد كه به K2 ايران شهرت دارد...

بلندترين قله دنا به نام بيژن ۳ يا قاش مستان به ارتفاع ۴۴۵۰ متر در غرب حوض دال ديده مي شود. نزديكترين مسير صعود به قله قاش مستان از روستای خفر و آبشار خفر مي باشد.

نکته جالب این قله مشرف بودن به سی‌سخت و تحت پوشش موبایل بودن قله است.حدود نیم ساعت در قله مناظر زیبای اطراف را سیر کردیم، عکس یادگاری گرفتیم و استراحت کردیم و به پناهگاه بازگشتیم. در پناهگاه از 16:45 تا 18 ناهار خوردیم و استراحت کردیم و بسمت پایین حرکت کردیم. در هنگام پایین آمدن با گروه‌های بزرگی از كوهنوردان كه در حال صعود بودند برخورد می‌کردیم که تقریبا همه آنها راهنمای ما را می‌شناختند و ما هم تقريبا با همه آن‌ها  سلام و احوالپرسي می‌كرديم که این مورد خیلی شبیه استادیوم آزادی شده‌بود. در برخورد با این تیم‌ها فهمیدیم که مسیری را که ما در رفت و برگشت برای یک روز در نظر گرفته‌بودیم، مسیری است که تمام تیم‌ها حداقل در دو روز طی می‌کنند و پناهگاه در شب‌های نزدیک به  تعطیلات تقریبا همیشه ظرفیت تکمیل می‌شود. در اینجا همه متوجه شدیم که این برنامه تفریحی درون‌مایه‌هایی از خود‌آزاری حاد را نشان می‌دهد که با دیگرآزاری سرپرست تیم تشدید شده است.

قسمت عمده مسیر بازگشت بدلیل شن‌اسکی بودن تقریبا راحت انجام شد و تا ساعت 20:45 که به مینی‌بوس رسیدیم طول کشید. مسیر بازگشت بسمت آبشار مارگون را در مینی‌بوس استراحت کردیم. در اینجا مینی‌بوس با تمام توصیف‌هایی که در باره‌اش شد، از نظر ما بهترین محل استراحت شده‌بود. ساعت 0:30 بامداد جمعه در محل اطراق آبشار مارگون توقف کردیم. چادر، شام و استراحت. صبحانه را در پای آبشار بسیار زیبای مارگون خوردیم.

ساعت 7:50 از آبشار بسمت روستای کاکان و از آنجا به سمت چشمه قدم‌گاه روستای سده حرکت کردیم. ساعت 10:30 تا 11:30 استراحت در  کنار چشمه برای گازوئیل زدن مینی‌بوس که البته توفیق اجباری دلچسبی بود. در اینجا اعضاء تیم با عملیات محیر‌العقولی همچون شستن سر ده نفر با یک شامپوی کوچک از آب چشمه با گالن چهار لیتری مایع ظرفشویی و شیرچه از پشت در آب با عمق 20 سانتیمتر توسط هنرمند محبوب طه صدقی تعجت و حیرت مردم آن نزدیکی را برمی‌انگیختند.

ساعت 13 در اقلید به نهار و استراحت و خنک‌کردن مینی‌بوس گذشت، ساعت 15 به آباده رسیدیم. در اینجا نیز ساعتی صرف فالوده‌شیرازی خوردن و خرید سوغاتی و عرقیات و خنک‌شدن مینی‌بوس شد. 17:20 به شهرضا و 18:10 به اصفهان رسیدیم. دوباره یک‌ساعت استراحت و تفریح در پارک صفه و خنک‌شدن و تعمیر صفحه کلاچ مینی‌بوس شد. انتهای مسیر در ساعت 3:15 صبح شنبه در پارکینگ با خداحافظی و روبوسی دوستان از یکدیگر تا سه چهار ساعت دیگر که یک روز اداری را با هم آغاز کنند ختم به خیر شد.

تهیه گزارش سید مجتبی

15/4/90

 

|+| نوشته شده توسط بهزاد در یکشنبه 27 شهریور1390  |
 سوسن چلچراغ بهمراه کوهپیمایی ازبربن تا داماش 27-3-90

سوسن چلچراغ

سوسن چلچراغ از اواسط خرداد گل می دهد و گلهای آن تا نیمه تیرماه پایدار می ماند و محل رویش آن در ایران، در قریه داماش در بخش عمارلو از توابع رودبار است. سوسن چلچراغ ارزش و شهرت ملی و جهانی دارد و بسیار آسیب پذیر است به طوری كه درصورت نابودی، پرورش آن ممكن نیست

 این گیاه ۵/۰تا ۵/۱متر طول دارد. گونه ایرانی آن زیبایی و شهرت بسزایی دارد و نمونه هایی از آن یافت شده اند كه تا 15گل داشته اند، گرچه معمولاً این گیاه 4  تا 10 گل دارد تاكنون فقط در یك محل از ایران (روستای داماش گیلان) یافت شده اند و در خارج از ایران، در جمهوری آذربایجان در نزدیكی لنكران مشاهده شده اند. سوسن چلچراغ به عنوان یك گونه نادر سال 1355 به طور رسمی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست مورد حفاظت قرار گرفت. وسعت رویشگاه این گونه بی همتا5700 متر مربع است. این گونه در گستره رویشی جنگلهای هیركانی در اشكوب پایین جنگلهای باز راش می روید. نام علمی سوسن چلچراغ "لیلیوم لدیوری" است و در وسعتی قریب به 0/6 هكتار محافظت می شود.

 

                                              

 

 

 

بسیاری از مردم محلی نیز از این گونه به عنوان گیاه تزئینی در حیاط منازل و باغهایشان استفاده می كنند كه البته به دلیل مشكل بودن پرورش این گونه خارج از زیستگاه طبیعی و موفقیت مردم محلی در این زمینه می توان ضمن محدودكردن این روند، از آن به عنوان یك الگو بهره برداری كرد، چراكه حتی «لدبوری» در گزارشهای خود می آورد «این گونه در اسارت قابل تكثیر نیست

سوسن چلچراغ در خطر انقراض با تمام ارزش و زیبایی كه دارد و با تمام حفاظتی كه از آن می شود هر روز به لبه تیغ انقراض نزدیك تر می شود. حالا دیگر تعداد پایه های گلدار این گیاه بسیار محدود شده است و با ادامه این روند احتمالاً در آینده نزدیك اثری از این سوگلی خانواده لیلیوم برجای نخواهد ماند؛ بنابراین اگر می خواهید امسال سوسن چرچراغ را ببینید امروز و فردا تصمیم بگیرید چون ممكن است دیر شود.بهترین زمان برای دیدن سوسن چلچراغ معمولاً هفته آخر خرداد و هفته اول تیرماه است كه البته بسته به شرایط آب و هوایی ممكن است طول این مدت كمی كوتاه و بلند شود.

 برنامه مشاهده سوسن چلچراغ  بهمراه راهپیمایی از روستای بربن تا داماش در تاریخ ۲۷-۳-۹۰ توسط گروه همپا برگزار شد گزارش این برنامه توسط دوست عزیزمان آرش تهیه و در وبلاگ ایشان موجود میباشد ضمن احترام به ایشان و برای جلوگیری از تکرار، از آوردن گزارش در این قسمت صرف نظر می نمایم و نظر دوستان را به خواندن آن در وبلاگ دوستمان آرش در کوه رو جلب مینمایم

 

 

|+| نوشته شده توسط بهزاد در سه شنبه 31 خرداد1390  |
 صعود به قله ساکا

صعود به قله ساکا   

تاریخ صعود 20/3/90

نمایی از روستای افجه

بعد از هماهنگیهای لازم با راننده محترم مینی بوس و همچنین استاد و دوست گرانقدر جناب آقای مهرزاد که زحمت هدایت گروه همپا را در این برنامه بعهده داشتند

صبحانه در زیر درختان بید

ساعت 30/5 دقیقه صبح روز جمعه 20/3/90 از میدان نوبنیاد بسمت روستای افجه حرکت کردیم .بعد از 50 دقیقه به روستا رسیدیم و راس ساعت 30/6 از روستا بسمت دشت هویج (که تمامی آن را درخت کاشته اند و از ورود جلوگیری بعمل می آید ) صعود را آغاز نمودیم نرسیده به دشت به سمت چپ و بداخل رودحانه تغییر مسیر دادیم.

سپس بعد از  آخرین باغ  بسمت بالا در مسیر پاکوب حرکت نمودیم .کنار چند درخت بید بمدت 50 دقیقه صبحانه خوردیم . بعد از صبحانه بسمت غرب تغییر مسیر دادیم و از مسیر پاکوب خارج شدیم از این محل شیب مسیر زیاد شد و ما مسیر را از روی یال روبرو ادامه دادیم و بعد از حدود 40 دقیقه به محلی با نام چال کبود رسیدیم .

سپس دوباره وارد مسیر پاکوب گشتیم و بعد از رسیدن به  راس کوه بسمت جنوب ( سمت چپ ) تغییر مسیر دادیم و  بعد از خوردن کاسه ای ماست و شیر تازه(گوره ماست ) از جانب چوپانان با معرفت محلی در ساعت 5/11 به قله زیبای ساکا رسیدیم.

این قله را با حالت کله قندی زیبایش از بیشتر مناطق شرقی تهران می توان مشاهده نمود. زیبایی مناظر اطراف دور از انتظار ما بود . در شمال قله زیبای ریزان در شمال شرق گردنه افجه بشم با خاطراتی دلچسب از ماراتن 65 کیلومتری دشت لار که در سالهای گذشته به کررات انجام شده بود و در ادامه بام ایران دماوند که از روی بدشناسی در ابر محصور شده بود .

در جنوب غرب قله آشنای توچال و قله ورجین و گلوکان در غرب روستای زیبای امامه و در امتداد قله قلعه دختر آهار . درجنوب روستای کند و ناصر آباد و شهر زیبای لواسان (گلندوک) سد لتیان در جنوب شرق روستای افجه ودر شمال غرب قله برفی مهرچال نمایان بود .

بعد از نیم ساعت بسمت پایین حرکت کردیم در مسیر برگشت دقیقاً  در مسیر پاکوب حرکت نمودیم . بعد از رسیدن به آبشار زیبای سوستون بمدت بکساعت ناهار خوردیم و شیر تازه گوسفند خریدیم و سپس مشغول چیدن اویشن و جایی کوهی شدیم و درساعت 16 به ده رسیدیم .

افراد شرکت کننده : مهرزاد- حکیم – بهزاد – غلامرضا –رحمت –محمد – نیک جو- شمسایی – طه – مجتبی – رضا

توضیحات : درهنگام صعود به این قله زیبا بهتر است تمامی راه از مسیر پاکوب طی شود .

غیر از شیر آبی در فاصله نیم ساعتی از روستا و چشمه کنار آبشار سوستون ،چشمه مناسبی برای برداشتن آب دیده نشد .

با توجه به شیب مسیر و نوع خاک آن ،بهتر است در هنگام فرود با استفاده از باتوم و با سرعت کم حرکت نمود .

بهزاد

 

|+| نوشته شده توسط بهزاد در سه شنبه 24 خرداد1390  |
 جنگل الیمستان 15-2-90

جنگل الیمستان 15-2-90

 

"به نام خدا"

برنامه جنگل اليمستان(امامزاده قاسم)

جنگل با نمایی از دماوند

روز پنجشنبه 15/2/90 ساعت 30/5 صبح با يك دستگاه ميني بوس از میدان نوبنیاد به مقصد اليمستان حركت نموديم. بعد ازعبوراز آخرین تونل (اولین تونل از سمت آمل ) تابلوی بزرگ امامزاده لهاش مشاهده می شود تقاطع روستاي لهاش در30 كيلومتري شهر آمل واقع شده است .ساعت 30/8 به خروجي جاده رسيديم .

قله دماوند

يكي از اعضاي گروه قرار بود در آنجا به ما ملحق شود كه به دليل تاخير نيم ساعته ‘ در همانجا مشغول خوردن صبحانه شديم. سپس به مسير خود ادامه داده و پس از گذر از امامزاده لهاش ‘ و روستا درساعت 30/10 به ابتدای راه جنگل اليمستان رسيدیم.پس از كمي راه پيمايي وگذشتن از روستا به جنگل وارد شديم .مسير جالبي بود.درختان سربه فلك كشيده جنگلي وگونه هاي مختلف گياهي مناظر بسيار بديع و جالبي را در پيش روي ما قرار داده بود.در بين راه بچه ها مشغول گرفتن عكس و فيلم شدند.

 طبق معمول زحمت فيلمبرداري با آقا هاشم بود.بعد از يك ساعت و نيم پياده روي ‘از جنگل خارج شده و پس از گذشتن از تپه هاي سرسبزو زيبا‘ساعت 15/13 به امامزاده قاسم رسيديم.

قله امامزاده قاسم

نمای فضای داخلی مقبره امامزاده قاسم

امامزاده در ارتفاع 2500 متري از سطح دريا واقع شده است.از سمت راست قله دماوند با شكوه و استواري هميشگي خود نمودار بود و درطرف چپ نيز روستاهاي اطراف و شهر آمل از ميان جنگلهاي انبوه ديده مي شد.

نمایی از جنگل الیمستان

پس از زيارت و استراحتي كوتاه و خواندن نماز و گرفتن چند عكس يادگاري راه برگشت را در پيش گرفتيم. در بين راه حدود يك ساعت براي غذا خوردن توقف نموديم در ادامه مسير بعضي از بچه ها مشغول چيدن سيرك(نوعي سبزي كوهي)شدند . ساعت 17 به روستا رسيده و پس ازكمي استراحت ‘سوار بر خودرو ادامه مسير برگشت را طي نموديم.در بين راه دو نفر ازبچه ها شيريني دادند( آقاي محمد وآقاي حمیدرضا به مناسبت خريد خودرو و برگشت از سفر حج)

اثر شهاب سنگ معروف به جای پای رستم

مسير مخالف(تهران-شمال) از ترافيك سنگيني برخوردار بود ولي خوشبختانه مسير برگشت خلوت بود و نهايتا حدود ساعت 30/21 به میدان نوبنیاد رسيديم و اعضاي گروه پس ازخداحافظي از يكديگر جدا شدند.ماشين آقاي محمد رضا روشن نمي شد كه پس از كلي هل دادن نهايتا مجبور شد ماشين را در همانجا رها كرده و با بچه هاي ديگر برود.

اقامتگاه نزدیکی قله

دوستان همپا در این برنامه :

محمد رضا – بهزاد-حمیدرضا – محمد – عفیف – غلامرضا – طه – حسین – مجتبی – احمد – فرزام – نبی – هاشم – محسن – ابولفضل – مهدی – رحمت –محمدرضا

والسلام عليكم و رحمت اله و بركاته

حمید رضا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط بهزاد در سه شنبه 20 اردیبهشت1390  |
 کوه پیمایی کلوگان به امامه سال 90
 

کوه پیمایی کلوگان به امامه  سال 90

سلام

 دوستان گرامی شما می توانید گزارش مفصل و دقیق کوهپیمایی کلوگان به امامه را بهمراه تصاویر ،مختصات و نقشه در وبلاگ دوست و همنورد عزیزمان آرش با نام کوه رو ملاحظه فرمائید

این برنامه در تاریخ پنجشنبه اول اردیبهشت ماه سال ۹۰ اجرا شده است

|+| نوشته شده توسط بهزاد در دوشنبه 5 اردیبهشت1390  |
 اولین صعود زمستانه قله علم کوه در سال 1337

اولین صعود زمستانه قله علم کوه در سال 1337



به نام خالق زیبایی ها

اولین صعود زمستانه قله علم کوه در سال 1337

تهیه و تنظیم: عامر ازوجی

همانطور که در مطالب مربوط به تاریخچه صعود به قلل منطقه تخت سلیمان و علم کوه ذکر شد در سال 1337 اولین صعود زمستانه قله علم کوه به سرپرستی حسین رضایی انجام شد. جالب آنکه بعد از گذشت ۵۲ سال هیچ تیمی در زمستان از این مسیر به قله صعود نکرده است. گزارش کامل این برنامه را می توانید در ادامه بخوانید.

پنج شنبه 16/11/37

روز 16 بهمن ماه 37 کاخ تربیت بدنی ایران شاهد مناظر هیجان انگیزی بود.

نه نفر کوهنوردان هیئت زمستانی علم کوه با لباسهای یکرنگ خود در انبوه مشایعین جون نگین انگشتر نمایان بودند. ساز و برگ و لوازم کوهنوردی و اسکی در میان حیاط کاخ خاطره یک مسافرت جسورانه و پر خطر را مجسم می کرد. ساعت 3.5 بعد از ظهر کاروان در میان ابراز احساسات شدید و شور انگیز دوستان خود بسوی یک پیکار قهرمانانه حرکت کردند. دسته نه نفره در ساعت یک بعد از نیمه شب همانروز در حالی که برف بشدت می بارید وارد مرزن آّباد شده و شب را در پادگان محل سر آوردند.

جمعه 17/11/37

پس از صرف صبحانه با سرکار سرگرد مظاهری فرمانده پادگان مرزن آباد دوست ورزشکار خویش در مورد برنامه و طرز اجرای آن گفتگو کرده و ایشان کمکهای لازمه را با آنها نمودند. ساعت 8.5 بامداد مرزن آباد را به سوی دهکده رودبارک ترک گفتند و ساعت 11 به آنجا رسیدند. هنگامی که اهالی ده اطلاع یافتند که 9 کوهنورد قصد صعود علم کوه را دارند با بهت و حیرت بدیدن آنها آمدند و شب جلسه ای مرکب از پیران دهکده تشکیل شده بود و همه آنها باتفاق با این اقدام مخالف بودند.

شنبه 18/11/37

روز شنبه به همراهی سه نفر از اهالی ده و 4 قاطر بطرف ونداربن حرکت کردند. در راه میان جنگل پر برف و خاموش آواز و ترانه کوهنوردان دل ساکت کوه و جنگل را تکان می داد.

این نوای مغرور به گوش علم کوه سترگ رسید و ابر و باد و مه و برف را به استقبال سربازان پولادین پا فرستاد. دیری نپائید که قاطر ها تا سینه در برف فرو می شدند و سرانجام کمی بالاتر از اکاپل بارها را

اولین صعود زمستانی علم کوه (زمستان 1337)

پایین گذاشته و راه ده را در پیش گرفتند. بدین ترتیب کوهنوردان مجبور بودند خود بارها را بکول بگیرند. مشکل بزرگ آنها بار سنگین، هوای سرد، ریزش مداوم برف بود. پس از چند ساعت کوشش خسته کننده بالاخره نهار را در بین راه در کلبه ای مخروبه که در بهار و تابستان روستایی ها در آن زندگی می کنند و اکنون باد پوشالهایش را فرو ریخته بود خوردند و بعد از لحظه ای استراحت حرکت کردند.

پس از گذشتن از چند پل برفی که آخرین آنها فرو ریخت و اگر کمی د یرتر از آن رد می شدند شاید همه شان از سرما در رودخانه خشک می شدند بالاخره ساعت 6.5 به ونداربن رسیدند و شب در دمای 5 درجه زیر صفر بسر بردند( البته بخاری بزرگ ونداربن تا صبح قرمز بود ).

یکشنبه 19/11/37

برای انکه بارها را به بالا ببرند مجبور بودند مقداری از آنها را برده در میان راه در جایی مناسب بگذارند و برگردند و بدین شکل یکشنبه بارها را بردند و به ونداربن مراجعت کردند.

اولین صعود زمستانی علم کوه، زمستان 1337 (ونداربن)

دوشنبه 20/11/37

آنروز بقیه بارها را برداشته بسوی خرمدشت حرکت کردند. گذر از دیوارهای پر برف و بهمن گیر کاری دشوار و جانکاه بود. حتی در بعضی از مواقع تکه بهمن هایی به بزرگی یک کوه از جا کنده می شدند و مانند دیوهای درنده می خواستند آنها را ببلعند و ساعت نزدیک 6 بعد از ظهر بود که اکیپ 9 نفری خسته ولی بشاش به خرمدشت رسیدند. پس از تلاش شدیدی دو چادر برافراشتند و شب را در سرمای 19 درجه زیر صفر به بامداد رساندند.

اولین صعود زمستانی علم کوه 1337 - خرم دشت

سه شنبه 21/11/37

هفت نفر از کوهنوردان برای آوردن بقیه بارها که بین راه گذاشته بودند به پایین برگشتند و 2 نفر برای پاک کردن برفهای چادر بجا ماندند. ( در هوای سرد که حرارت از 15 درجه بالا می رفت بخار دهان و خوراک تبدیل به برف می شد و حبابهای سفید و زیبای برف چهره ای وحشت انگیز می بافتند. ) ساعت 4 بعد از ظهر 7 نفری که به پایین رفته بودند برگشتند و یک شب در میان سرما و توفان و زوزه های رقت بار گرگها که از ر اهی دور برای یافتن طعمه ناله می کردند، بر آنها گذشت. آن شب حادثه ای دردناک رخ داد بدین ترتیب که یکی از پریموسها که بد می سوخت به تعمیرگاه !! داده شد تا تعمیرات لازم روی آن انجام گردد ولی کارشناس فنی آنرا شکست و در میان بهت و حیرت دیگر دوستان بکیسه خزید و آرام خفت. سرمای آنشب برایشان غیر قابل تحمل شده بود. نیمه های شب صدای هولناک ریزش بهمن دلهره آور شده بود.

چهارشنبه 22/11/37

ساعت 9 بامداد از چادرها خارج شدند و برای تهیه خوراک و چای بفعالیت پرداختند اما دیری نپایید که با واقعیت تلخ و وحشت انگیزی روبرو شدند. سرما و باز هم سرما سردی هوا به 25 درجه زیر صفر رسیده بود. آنها برای اینکه از خشک شدن خویش جلوگیری کنند شروع به رقص وحشیانه ای کردند و مانند مشت زنانی که برای نان خانواده خویش می جنگند بجان یکدیگر افتاده بودند. ساعت 9 شد. خورشید بی رمق و سرد از پس کوه بیرون آمد و مانند مردی دیوانه بگرد خویش می پیچید. هوا گرمتر شد( 11 درجه زیر صفر )

سرانجام ساعت 10.5 پس از خداحافظی با چادرها، خوراک و وسائل مورد نیاز را برداشته بسوی بالا راه افتادند. ناهار را در میان راه صرف نموده ساعت 5 در میان کولاک و توفان خسته و کوفته به زیر تنگ گلو رسیدند. عبور از تنگه غیر قابل اجرا ومشکل، دوم نبودن پناهگاه برای زدن چادر بود. سرما تا ریشه جانشان نفوذ کرده بود و دستها و پاها را از کار انداخته بود.

پس از کمی جستجو گوشه ای را در پناه یک گرده سنگی یافتند و در همانجا چادر برافراشتند( این چادر 5 نفری بود و در سراشیبی زده شده بود. ) از آنجا هم شب برف و باد بجان آنها افتاده بود و کوهستان با تمام نیرو کوشش می کرد تا آن مردان با ایمان را از پای در آورد. اما آنشب نیز بر انها سر شده بود بامداد هنگامی که سپیدی کم رنگی لبه کوهها را روشن می کرد از چادر بدر شده و راه دشوار و پر مخاطره تنگ گلو را پیش گرفتند.

اولین صعود زمستانی علم کوه 1337 - اول تنگ گلو

پنجشنبه 23/11/37

امروز را صرف گذر از تنگه نمودند و با هر زجر و ناراحتی بود به بالای تنگه رسیدند و در ساعت 2.5 بعد از ظهر صدای شلیک اسلحه آنها بزرگترین پیروزی را به گوش آسمانها رساند.

اولین صعود زمستانی علم کوه1337- حصارچال

 هوا روشن بود. آفتاب با کرختی خود در سینه کش آسمان می کشید و دریای خزر را ابرهای پشمینی انباشته بودند. پس از لحظه ای که در سکوت گذشت و صدای سرود نیرومند آنها در فضا فروخفت سه چادر برافراشتند. انشب نیز در میان سرمای شدید( حرارت سنج به آخرین درجه خود رسیده بود. جیوه اش در ته آن جمع شده و شیشه آن نیز ترکید ).

اولین صعود زمستانی علم کوه 1337 - حرکت به سوی قله

جمعه 24/11/37

ساعت 9.5 بامداد 9 تن مردان نیرومند با ارداه ای پولادین راه بالا را پیش گرفتند. آنها برای فتح قله سرکش علم کوه می رفتند و مارش پیروزیشان سرود غرور آمیز انها بود که بدل کوهها سیلی می زد. سرما به آخرین حدی که ممکن بود رسید.

باد و توفان وحشیانه، سوزش سرما، مه غلیظ، خستگی راه دشوار، بی خوابی، همه برای رنجوری این مردان دست بهم داده بود.

 اما علارقم تمام این نیروهای اهریمنی ساعت 10.12 به قله مرجه کش رسیدند( این قله را در چند سال پیش یک هیات از کوهنوردان کارخانه سیمان صعود کرده بودند و از آن تاریخ پای هیچ کوهنوردی به آنجا نرسیده بود).

اولین صعود زمستانی علم کوه1337 - بر فراز قله مرجیکش

 سرمای طاقت فرسا ابراهیمی را به پایین فرستاد و هیبتی نیز برای همراهی او پایین رفت. سرما شدید تر شده و مه غلیظ تر شده بود، گاهگاهی قله از میان ابرها سر می کشید و خنده تمسخر آمیزی می کرد. صعود ادامه داشت شاخک علم کوه نیز زیر پای کوهنوردان لرزید.

گامهای استوار آنها باز پیش می رفت تا اینکه در 30 متری قله ابوالقاسمی و حجتی بعلت سرماخوردگی و ضعف از بالا رفتن خودداری نمودند و بقیه به قله رسیدند. ساعت 2.35 صدای شلیک چند تیر به همه کوههای اطراف گفت که بزرگترین پیروزی نصیب مردان دلاور کوهنورد شد و پس از چند ثانیه که در قله بودند و عکسبرداری می کردند به پایین برگشتند و ساعت 5.5 بعد از ظهر همه در چادر لم داده بودند.

جمعه 1337.11.24 ساعت 2:35 بر فراز قله علم کوه

یکی از شوق پیروزی اشک می ریخت و دیگری از سرما به داخل کیسه خزیده بود و دندانهایش رابهم می سائید. آنشب سرد و توفانی نیز بر این انسانهای بی باک گذشت زیرا این پیروزی افتخار آمیز برای آنها مانند بزرگترین نیروی گرما بخش بود.

شنبه 25/11/37

آنها بامداد را با آواز و ترانه آغاز کردند و با وجود کولاک و سرمای ناگفتنی کوله ها و چادرها را جمع کردند و بسوی پایین سرازیر شدند. گذشتن از از تنگ گلو با شیب بسیار نیز کاری دشوار بود. بالاخره ساعت 4 به خرمدشت رسیدند و بارها را جمع کرده ساعت 7 بعد از ظهر به ونداربن رسیدند.

اولین صعود زمستانی علم کوه 1337

یکشنبه 26/11/37

دلاوران ما ونداربن را ترک گفتند و در شامگاهی روشن در حالی که ابرها پراکنده شده بودند و آسمان با نور ماه رنگ پریده سفید شده بود با خواندن آواز بنزدیکی دهکده رودبارک رسیدند. مردم خونگرم و مهربان این ده با شنیدن آواز کوهنوردان یکدیگر را خبر کردند و کوهنوردان با هواپیما های خود ( این نام را یکی از اهالی به اسکی داد ) از میان صف مردان و زنان و کودکان گذشتند. پیرزنی که هنوز فروغ زندگی انسانی چشمانش را روشن می کرد یکی یکی افراد را بوسید و همانند مادری مهربان آنها را نوازش کرد. این سادگی مردم پاک جنگل نشین مظهر مهر و انسانیت فراموش نشدنی بود.

دوشنبه 27/11/37

هیات پیروزمند ما امروز در میان سربازان و افسران مهربان پادگان مرزن آباد بودند. در شبی که آنها وارد گردان شدند صدای هورای سربازان تا فرسنگها موج گرفت و احساسات بی آلایش آنها بعضی افراد هیات را به گریه واداشت. دو روز و دو شب سربازان مرزن آباد جشن گرفته بودند و خورشید پر مهر نیز بر تابش خویش افزوده بود. سرما راه پسروی را گرفته بود.

روز 28 از مرزن آباد حرکت کردند و پس از گذشتن از شهرهای بین راه از راه شاهی بوسیله ترن بتهران آمدند. در ایستگاه راه آهن تهران ریاست فدراسیون و عده ای از دوستان پر مهر آنها همراه گل و نقل به پیشوازشان رفته و در میان صدای هلهله و شادی وارد شهر خویش شدند.

گروه 9 نفری شرکت کننده از سازمانهای کوهنوردی تهران مرکب از آقایان:

حسین رضایی سرپرست کاروان - مهدی لطفی - غلامرضا اکینچه - مصطفی منتظم - محمد باقر زیارتی- پرویز ابوالقاسمی - یعقوب هیبتی - هوشنگ حجتی - محمد ابراهیم زاده

اولین صعود زمستانی علم کوه 1337

منبع: انتشارات سازمانهای کوهنوردی و اسکی تهران و تنسینگ هیلاری با همکاری کیهان ورزشی

به نقل از: گروه كوهنوردي تهران وبلاگ گروه کوهنوردی کلاردشت



|+| نوشته شده توسط بهزاد در شنبه 30 بهمن1389  |
 
 
بالا